هر فلسفه اصیلی در دوران معاصر ناگزیر فلسفه ای شهری است نه بدان سبب که موضوع آن شهر است بلکه از آن جهت که تقریبا همهتجربه های بنیادین انسان امروز در جهان شهری رخ می دهند و معنا پیدا می کنند. از این منظر لازم است به فلسفه شهری نه به مثابه شاخه ای در کنار سایر شاخه های فلسفه بلکه افقی برای باز اندیشی در خود فلسفه نگریسته شود. این کتاب کوششی است برای صورت بندی معرفتی که بتواند گذار تاریخی از پولیس تا ارثوپولیس از لوگوس گفتگویی تا لوگوس الگوریتمی و از آگورای سنگی تا اینفوگورای اطلاعاتی را از رهگذر دوران باستان سده های میانی مدرن و معاصر با تمرکزی گزینشی بر چهره های شاخص فیلسوفان شهری بازخوانی کند. بر این شالوده کتاب حاضر نشان می دهد که هر دوره از تاریخ فلسفه بر نوعی نسبت میان افق شهری عقلانیت شهری و هستی شهری استوار بوده است. نسبتی که شیوه فهم انسان از خودش و از حقیقت طبیعت سیاست اخلاق فناوری و خود جهان را تعین بخشیده است.
0 نظر